![]()

اینتر مجتبی
مي زنم تا دم دماي آخرين... قطره به قطره خونمو يكجا به نامت مي كنم،
دلخوشي هاي دنيا رو خودم به كامت مي كنم... مي برمت يه جاي دور مي شم
برات سنگ صبور،برات يه كلبه مي سازم پر از يه رنگي پر نور...روح و دل و جون و
تنم نذر نگاهت مي كنم،دنياها رو فداي اون چهره ماهت مي كنم،هرچي كه باختي
پاي من هر چي كه بردم مال تو...دفتر پير شعرم وقتي كه مردم مال تو...
هرگز لبخند را ترك نكن،حتي وقتي ناراحتي.چون هر كس امكان دارد عاشق لبخند تو شود.
تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي،ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي.
هرگز وقتت را با كسي كه حاظر نيست وقتش را با تو بگذراند،نگذران.شايد خدا خواسته
است كه ابتدا بسياري افراد نا مناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب،به اين ترتيب
وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شكرگزار باشي.
تو عاشقانه ترین نام
و جاودانه ترین یادی
تو از تبار بهاری-تو باز می گردی
تو ان یگانه ترین رازی-ای یگانه ترین
تو جاودانه ترینی
برای آنکه نمی داند
برای آنکه نمی خواهد
برای آنکه نمی داند و نمی خواهد
تو بی نشانه ترین باش
ای یگانه ترین
ببین که چگونه اندوهگنانه از برابرت می گذرم
ببین که چگونه بی دوست و تنها می گذرم
تنها مثل پرنده ای بی بال
در آسمان غروب
آری من و تو پایان غصه های تلخ تاریخیم
من و تو انسان همه طوفان هاییم
مرا ببین که بی دوست و تنها می گذرم
تنها مثل باد از کرانه گیسوانت
ببین که حقیقت درد و مرگ را چگونه می گریم
مرا ببین که تنها و بی دوست می گذرم
تنها و بی دوست از برابرت

من عشق تو را به گورستان قلبم،
ـ خاک نمودم...
و مزار تو را هر روز با خون جگر
ـ شستشو دادم....
درخت محبت را،کنار مزار تو،کاشتم
تا سایه آن،حافظ عشق لطیف تو باشد